چو ب خط (چوقد)
چوب خط که اولش چوب خط نبود. توی ریاضی هم نبود. مثل خیلی چیزها که مردم کارش داشتن، استفاده کردند و بعد شد علم.
من چوب خط را با قصابها می شناسم.
مادر چو ب خط را می داد تا بروم گوشت بگیرم. چوقدی که با یک نخ به کیسه ای وصل بود ( کیسه گوشتدون ) گوشت گرفتنی بود نه خریدنی. پول نمی دادیم و من تا سالها برام سوال بود که این مرد قصاب، چرا با یک علامتی که توسط چاقو، روی تکه چوب من می انداخت، با لبخند به من گوشت می داد!
یعنی زندگیش را با چه می گذراند. شاید با گوشتهای که زیاد می آمد.
تعداد خانواده هائیکه چوب خطی گوشت می خریدند معلوم بود و مقداری که برای هر خط بود. یا چوب خط ها، شش درم ، دوازدی ، بیست پنج و غیره بود که می فهمید، یه خط باید بیندازد و یا دو خط. بعضی وقتها اگر مهمانی یا زائو داشتند دو تا چوقد یعنی دو خط میکشید اگر گوشتی زیاد لازم نداشتند و گوشت مرغوب و مورد پسند نبود نصف چوب خط یعنی یه علامت نصفه روی چوب میزد تا فردا با کامل شدن گوشت نصفه را کامل میکرد
و همه هم حافظه ی خودشان بود و نیازی به یادداشت و کامپیوتر نبود که کم و زیاد نشود و نمی شد که حلال حرام و حساب کتاب توی کار بود. ، واحد گرفتن به کیلو نبود به درم بود مثلا 100درم به واحد کیلو 1.5 کیلو ، پنجاه درم ، 750گرم ، ( بیست وپنج درم ، 325گرم ،) دوازده ی ، 162.5گرم و شش درم 81.2 گرم بوده و چوبخطِ بیشتر مردم دوازدی و شش درم بود البته اغایون های محل چوب خطشون بیست و پنج بوده البته هر چه گشتم واحد درم را پیدا کنم تا بر چه اساس بوده چیزی نیافتم ) باید عرض کننم که فقط برای 100درم و شش درم اصطلاح درم را به کار میبرند اما برای مقدار های پایین همان پنجاه ، بیست وپنج، و دوازده ی گفته میشد.
وقتی چوقط(چوب خط) تمام می شد که دیگر جایی برای نشان گذاشتن نبود و اگر اشتباهی می بردیم و درخواست گوشت می کردیم، قصاب می گفت، دیگه چوقطتون پر شده. وقتی چوبخط پر میشد در قبالش یا گوسفند یا گندم به قصاب میدادند یا قبلا گوسفندی به قصاب داده بودند و گوشت می گرفتند تا حساب تسویه میشد . ابوالفاسم بیدکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۲ساعت 8:49  توسط  ابوالقاسم بیدکی   |