|
مهريز شهر مهریز شامل محلات وروستاها ی پراکنده ای بوده است که درحال حاضر از اتصال این محلات پراکنده توسط باغات واراضی شکل شهر به خود گرفته از خصوصیات مهم چند دستگی و پراکندگی محله هایی آن است نام گذاری محلات در گذشته بر اساس اعتقادات و کاری که انجام می شده وآثار وعلائم معروف شده است . محلات عمده شهر مهریز عبارتند استهریج ، مهرپادین ، بعداد آباد ، مزویرآباد ، و منگاباد . محله استهريج: يكي از محلات قديمي و اصلي شهر مهريز است كه در محدوده خيابا نهاي استهر و پسوند » سيدمصطفي خميني(ره)، نقلاب و جمهوري اسلامي قرار دارد. وجه تسميه آن بدين قرار است كه در زمان هاي گذشته در اين محله استخر « ايج بزرگي قرار داشته است كه براي آبياري باغات و زمين هاي كشاورزي از آن استفاده مي شد؛ با توجه به معني مكاني كه در آن استخر « استهريج » به اينكه (يج) پسوند مكان مي باشد قرار دارد. در نتيجه به مرور زمان كلمه استخر تبديل و مصطلح شده ولذا به اين محله استهريج گفته مي شود . مزویرآباد : از 5محله مختلف تشكيل شده است كه عبارتند از نامی که روی محلات گذاشته شده است « سرحوض، محله عرب، محله باغ استاد محله بیدک ، محله نمدمالخانه ، براساس اعتقاداتي كه از قديم در بين مردم رواج داشته است. مثلاً محله بيدك كه از معروفترين محلات مزويرآباد است به علّت اين كه درخت هاي بيد و چنار در آن زياد بوده است، نام بيدك برآن نهاده شده است ونام محله سرحوض بدين جهت است كه در قديم قناتي را خیری به نام شاه حسین حفر كرده و مظهر این قنات در طی مسیری در این حوض که در اول محله بوده است ریخته می شده است كه مردم براي شستن لباس ها و ظروف شان به آنجا مي رفتند. به هركه قصد آنجا را داشت مي گفتند كجا؟ در جواب مي گفت: به سرحوض. مي توان دلايلي كه باعث شده به اين نام معروف شود به همين دلايل بوده است. محلّه عرب بدين جهت به اين نام معروف شده كه درگذشته عشاير تابستا نها در آنجا ساكن مي شدند و چون اين افراد لباس هاي بلندي مانند عربها به تن داشتند. اين محلّه به اين نام معروف شده است. محله باغ استاد در مورد محلّة باغ استاد چون درآن محلّه با غهاي زيادي وجود داشته كه اكثراً مسكوني بوده، و باغی بزرگی هم به نام استاد در این محله معروف بوده به محله باغ استاد معروف شده است. محله نمدمالخانه در این محل نمد مالی همچنین کلاه مالی رایج بوده است که به این نام معروف شده محله مهرپادين: به عنوان هسته اوليه شهر مهريز بوده و داراي بافت تاريخي باارزشي م يباشد كه از مركز شهر تا قسمت شرقي شهر ادامه يافته است. محله مهرپادين از 2 محله مهرآباد و بازارنوتشكيل شده است. درخصوص وجه تسميه مهرپادين دو نوع ديدگاه بيان مي شود: كلمه مهرپاد از دو كلمه مهر + پاد تشكيل شده است كه مهر همان خورشيد و پاد به روايتي سرزمين و در مجموع عبارت است از خاستگاه سرزمين خورشيد.با ظهور اسلام در مهريز مسجدجامع با مناره هاي بزرگ و چند مسجد در گوشه و كنار برقرارشد و نسبت به شهرهاي مجاورگوي سبقت را ربوده و محل اجتماع دانشمندان و مبلغان اسلام شده بود. لذا مهرپاد به مهرپادين مبدل شد كه به معناي خورشيد پاينده دين يا خورشيد هميشه فروزان دين اسلام ياد شده است.
محلّه بغدادآباد: اين محله دومين هسته متشكله شهر مهريز مي باشد كه در 3 كيلومتري غرب مهرپادين به دستور بغدادخاتون شكل گرفته است و از جمله محلات آن مي توان به سرچشمه، حمام ميان، لاوري، تغارسنجر و كما لآباد اشاره كرد. اين محله در قسمت شمال، شمالغربي و غرب شهر مهريز واقع شده . محله منگاباد : منگاباد یک از محلات قدیمی وتاریخی شهر مهریز که با قدمت 900ساله داری بافتی اصیل وسنتی است . از نظر موقعیت جغرافیایی در کنازر جاده یزد – کرمان و در محدوده شهر با فاصله متجاوز از 3 کیلوتر تا میدان اصلی مهریز قرار دارد بنا به روایت شفاهی یک از زرتشتیان به نام منگ آن را از ناصرالدین شاه خریداری کرد وی قلعه ای به نام خودساخت وکشاورزان را درآن جای داد بعد ها خرده مالکی شد و هر کس برای خود باغی ساخت بافت شهر بافت موجود شهر مهريز را براساس اسناد تاريخي و مطالب در پيش گفته مي توان درچهاربخش اصلي تقسيم بندي كرد؛ بافت تاريخي؛ اين بخش شامل هسته هاي اوليه شكل گيري شهر مهريز مي شود كه منشأ اصلي آن محلّه مهرآباد است كه براساس اسناد تاريخي قدمت آن به 16 قرن پيش برميگردد. در مرحله بعد بغدادآباد به عنوان هسته بعدي در غرب اين بخش موجوديت مي يابد. از ابنيه تاريخي مهم در اين بخش مي توان به قلعه مهرپادين، مسجدجامع و حمام مهرپادين و مسجد جامع بغدادآباد در محلّه بغدادآباد اشاره نمود. بافت قديمي: اين بخش از بافت شهر كه عمدتاً در قرن نهم هجري موجوديت يافته است شامل محلات استهريج، منگاباد و مزويرآباد است. محصولات از مهمترین محصولا ت مهریز که میتوان به آن اشاره کرد گندم ، جو ، ومحصولات باعی می باشد که پیش از انقلاب یکی از قطب های عمده کاشت تریاک هم شده بود ، کاشت گندم در مهریز هنوز هم تقریبا کاشت و برداشت به صورت ستتی انجام میشود البته در دهه های چهل وپنجاه برداشت گندم با توجه به نبود کمباینهای کنونی پس ازخردکردن خرمن بوجاری به صورت دستی و با باد کشیدن انجام میشد که بارپازانی ( کسانی که گندم پاک می کنند ) بودند که همراه با صاحب خرمن چند شبانه روز وقت صرف باد کشیدن خرمن می کردند تا کاه از گندم به وسیله باد جدا شود البته باید باد هم همکاری می کرد اغلب شبها نزدیکهای نیمه شب گردش باد به یک سو وجهت جنوب می وزید که خیلی مناسب برای باد کشیدن خرمن بود ، درروز به علت اینکه سمت و سوی مناسب ندارد و به همه طرف می وزد و موجب می شد که کاه را به هرطرفی هدایت کنه ، باد کشیدن را به شب موکول می کردند یک نکته که جهت اشنایی با فرهنگ و سنت های گذشته می خواهم به آن اشاره کنم و نمیدانم چقدر حقیقت داشت و یا خرافات بود اینکه چنانچه محصول گندمی بر اثر پیجیدن گردباد داخل ان و باعث پیچیده شدن تعداد زیادی از بوته های گندم به هم ، گفته می شد که گندم فلانی کاکل زده و خیلی آن را شوم میدانستند وهنگام درو آن مقدار که کاکل زده را درو نمیکردن وبه فقیر میدادند تا ان را درو کند و برای خود ببرد حتی گوسفندی را نزد کاکل قربانی می کردند .
آبیاری قنات در سالیانی دور دوبرادربه نامهای شاه حسین ودیگری شاه حسن ، در مهریز دو قناتی ایجاد کردند که به قنات شاه حسین و دیگر ی حسن آباد معروف است قبر شاه حسین روبروی زینبیه مزویراباد مهریز قرار دارد که مورد احترام مردم می باشد اما قنات حسن آباد قنات حسن آباد مهریز، قناتی تاریخی و هفتصد ساله در شهرمهریز جاربست که متعلق به دوره میانی اسلامی( قرن هشتم) است و در ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید کارگران و مقنی های قنات حسن آباد مشغول به کندن کانال و حفر قنات می شوند اما تلاش های انجام شده، بدون نتیجه و ناامید می گردند. مقنی با عصبانیت به صاحب قنات می گوید که این قنات آب ندارد، صاحب قنات نیز می گوید که اگر برا ی من آب ندارد برای تو که نان دارد و با توکل به خدا برای رسیدن به آب نذر می کند که اگر به آب برسد، یک پنجم آن را به سادات اختصاص می دهد. بعد از این نذر و متوسل شدن به ائمه اطهار، با کار کردن چند روز دیگر مقنی کلنگ به شاه رگی {شق } اصابت می کند و اب فوران کرده و از آن، آب فراوان بیرون می آید آنگونه که هیچ قنات دیگری نظیر آن شکل یافت نمی شود. در کل، حق آب قنات حسن آباد با ۲۰۰ مالک و ۴۰۰ بهره بردار متعلق به برخی اهالی شهرستان مهریز و یزد می باشد که یک پنجم سهم سادات آن در داخل خود مهریز در تغار ساداتی، جدا و تحویل داده میشود و مابقی آب، سهم روستای دهنو ، و شانزده جرعه آن وقف آب انبار مریم آباد و حسن آباد یزد است. درمسیر این ابراهه در مهریز 5آسیاب به نامهای آسیاب دوسنگی عباس آباد، آسیاب انجیروک ، آسیاب بی بی فاطمه بگم، آسیاب ملا شاه و آسیاب استریج میچرخانده است. در آسیاب استریج، به تقسیمگاه میرسیم. جایی که یک پنجم آب خمس است و به عنوان سهم سادات مهریز جدا میشود. یکی دیگر از قنوات که مظهر آن در مزویراباد هست قنات شاه حسین هست که در مزویراباد و تقریبا استهریج مصرف میشود قناتی دیگر هم به نام قنات مزویراباد هست که مظهر ان سه راه سنگتراشی درخیابان شهید فهمیده می باشد که طی مسیری با هم یکی شده و در تغاربند مزویراباد به چهاردهنه مساوی به عنوان سهم بندی معین شده است تقسیم می شود قنوات زیادی در مهریز وحود دارد که توضیح دادن در باره آنها در این مجال نمی گنجد . مدار ، زمان سنجی ، مقدار، و اصطلاحات در آبیاری در مهریز مدار آبیاری بر اساس دوازده روز هست ، و اصطلاحات به کار برده شده که از گذشته های دور تا کنون به کار میرفته بجز بعضی از آنها مثل پیدایش ساعت مابقی هنوز با همان گویش قدیم کاربرد دارد که به یکی یکی از این اصطلاحات می پردازیم ( تغار بند که در بالا توضیح داده شد) ، نغار ، یا کاشت نغار در جایی به کار میرود که در تغار بند آب را به دوسوی محله تقسیم کرده وقتی شخصی که نوبت آب در یکی از محله را داردخواسته باشد در مسیری که دیگری آب محله دیگری روان هست آب ببرد باید آب را با آن اب مخلوط کند چونکه باید مقدار آب خود راکه به این جوب اضافه کرده همان مقدار بردارد قبل از سردادن آب قدری پایینتر از جایی که می خواهد آب را سردهد چوبی به بانام نغار در کنار جوب فرو کرده و نغار آب را نشان می کردند و وقتی که آب را از سر تغاربند به این آب اضافه می کرد مقداری کاه روی آب می ریختند تا وقتی که این کاه در مسیر به نغار و نشانه می رسید می فهمیدند که اب سر رسیده و ندین متر بالاتر از نغار آب را به باغ و یا زمین خود باز می کردن و همان اندازه آبی که قبلا در مسیر جوب می رفته باید به وسیله نغار کاشته شده و معین داده شود سبو سهم بندی و حقابه در قدیم مهریز بر اساس سبوبوده است که هرسبو یازده دقیقه کنونی میباشد که درحال حاضر هم با همین اصطلاح سهم بندی حتی قیمت گذاری و معامله می شود سبو یک ظرف کاسه ای شکل که ته آن سوراخی ایجاد کرده و داخل آن مدرج شده که شش خط داشت و هر خط یک دانگ گفته می شد . چنین بود که میراب (سبوکش )پشت تشتی آبی مینشست و سبو یا همان کاسه مسی را داخل تشت می گذاشت آب از سوراخ داخل کاسه به بالا فوران میکرد هر بار که کاسه پر می شد و زیر اب می رفت یک سبو حساب میشد اگر شخصی چند سبو آب داشت میراب هر بار که کاسه زیر اّب میرفت سنگی را کنار می گذاشت به عنوان شمارش ، البته یک کاسه مسی ( سبو) دیگر هم داشتند که در جایی نگهداری میشد و چند ماهی یک بار به عنوان مستوره و اندازه گیری و دقیق بودن سبوی دائمی یک بار استفاده میکردن تا از دقیق بودن آن مطمئن شوند ، شیطنتهایی که میشد سبو و مقدار زمان رفتن زیر آب را کم و زیاد کرد چنین بود اگر روزنه ته کاسه را قدری چرب می کردند دیرتر زیر آب می رفت مثلا یازده دقیقه میشد سیزده دقیقه یا اگر آب گرم داخل تشت می ریختند زودتر زیر آب میرفت یازده دقیقه می شد نه دقیقه ، بعضی وقتها نخی را داخل روزنه می کردندو با کشیدن آن اگر چنانچه رسوب داشته باشد تمیز شود .
اصطلاحات در آبیاری البته اصطلاحات و گویشها درآبیاری برای هر شهری متفاوت هست و دراین تحقیق از گویشها و فرهنگ آبیاری مهریز سخن میگوییم از سبو و تغار و نغار در بالا ذکرشد اکنون به دیگر اصطلاحات می پردازیم که یکی دیگر از آنها مدّه هست مقدار آبی که پس از پایان سهم آب و بسته شدن آن در جوی روان هست و تا به مقصد می رسد مدّه می نامند ، روزه مدار آب براساس دوازده روز است و این ایام را روز اول سربند می گفتند روز دوم را دوم بند الا اخر که دوازدهم بند بود و هرکس می دانست که چه روز و یا چندم بند آب او هست با طاقدار هماهنگ می کرد و به روزی که باید آب را می بست میگفتند فلان روز روزه ات هست بیا آبت را ببند و هر تعداد سبو هی که آب داشت سبو کش مقدارش را زمان سنجی می کرد، خسته ، اگر مقدار آبی که باید مسیر طولانی را با جوب ناهموار (دووم) طی می کرد تا به مقصد برسد به این آب خسته میگفتند
زیون (زیان ) مقدار زمانی را میراب وقتی برای مدّه و دنباله آب بعد از بسته شدن آب برای شخصی معین می کرد مثلا در محاسبات شش دقیقه را برای مدّه به حساب شخص میگذاشت ولی سه دقیقه که می شد آب از حرکت می ایستاد آن سه دقیقه را زیون(زیان) میگفتند ، آب حمام در محله مزویر اباد مهریز حمام عمومی بود که باید آب مصرفی آن از آب قنات تامین میشد حمامی مجاز بود که هر روز قرص خورشید که غروب می کرد و به اصطلاح محلی در کوه ناپدید میشد می توانست آب را برای پرکردن خزانه حمام پرکند روزه هر کس می خواهد باشد ، چو ب خط (چوقد) چوب خط که اولش چوب خط نبود. توی ریاضی هم نبود. مثل خیلی چیزها که مردم کارش داشتن، استفاده کردند و بعد شد علم. من چوب خط را با قصابها می شناسم. مادر چو ب خط را می داد تا بروم گوشت بگیرم. چوقدی که با یک نخ به کیسه ای وصل بود ( کیسه گوشتدون ) گوشت گرفتنی بود نه خریدنی. پول نمی دادیم و من تا سالها برام سوال بود که این مرد قصاب، چرا با یک علامتی که توسط چاقو، روی تکه چوب من می انداخت، با لبخند به من گوشت می داد! یعنی زندگیش را با چه می گذراند. شاید با گوشتهای که زیاد می آمد. تعداد خانواده هائیکه چوب خطی گوشت می خریدند معلوم بود و مقداری که برای هر خط بود. یا چوب خط ها، شش درم ، دوازدی ، بیست پنج و غیره بود که می فهمید، یه خط باید بیندازد و یا دو خط. بعضی وقتها اگر مهمانی یا زائو داشتند دو تا چوقد یعنی دو خط میکشید اگر گوشتی زیاد لازم نداشتند و گوشت مرغوب و مورد پسند نبود نصف چوب خط یعنی یه علامت نصفه روی چوب میزد تا فردا با کامل شدن گوشت نصفه را کامل میکرد و همه هم حافظه ی خودشان بود و نیازی به یادداشت و کامپیوتر نبود که کم و زیاد نشود و نمی شد که حلال حرام و حساب کتاب توی کار بود. ، واحد گرفتن به کیلو نبود به درم بود مثلا 100درم به واحد کیلو 1.5 کیلو ، پنجاه درم ، 750گرم ، ( بیست وپنج درم ، 325گرم ،) دوازده ی ، 162.5گرم و شش درم 81.2 گرم بوده و چوبخطِ بیشتر مردم دوازدی و شش درم بود البته اغایون های محل چوب خطشون بیست و پنج بوده البته هر چه گشتم واحد درم را پیدا کنم تا بر چه اساس بوده چیزی نیافتم ) باید عرض کننم که فقط برای 100درم و شش درم اصطلاح درم را به کار میبرند اما برای مقدار های پایین همان پنجاه ، بیست وپنج، و دوازده ی گفته میشد. وقتی چوقط(چوب خط) تمام می شد که دیگر جایی برای نشان گذاشتن نبود و اگر اشتباهی می بردیم و درخواست گوشت می کردیم، قصاب می گفت، دیگه چوقطتون پر شده. وقتی چوبخط پر میشد در قبالش یا گوسفند یا گندم به قصاب میدادند یا قبلا گوسفندی به قصاب داده بودند و گوشت می گرفتند تا حساب تسویه میشد . نویسنده ومحقق ابوالفاسم بیدکی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ساعت 18:52  توسط ابوالقاسم بیدکی
|
|