|
عیدِ مرتضیعلی؛ وقتی مهریز بویِ غدیر میگرفت دهه پنجاه اون قدیما توی مهریز، عید غدیر یا همان «عیدِ مرتضی علی فقط یه تعطیلیِ ساده نبود؛ انگار تمامِ شهر میرفت به استقبالِ روزی که یادآورِ آن صحرایِ سوزانِ «خم» بود. اصلاً انگار توی هوایِ آن روز، عطرِ آن خطبهِٔ معروفِ حضرتِ رسول (ص) پیچیده بود. همهمان از بچگی شنیده بودیم که پیامبر دستِ علی (ع) رو توی غدیر بالا برد و گفت: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ». واسه همین بود که اسمِ این عید برایمان بویِ ولایت میداد و احترامش واجب بود. از یه روز قبل، دیگه کسی دلِ کارکردن نداشت. کارگران وبنا و گلکار، تا لنگِ ظهر نشده، بیل وماله رو می انداختن ، رعیت و کشاورزبیل و داس رو میذاشتن کنار. آسیابهای محل، چه اونایی که با آب میچرخیدن، چه آن موتورهایِ گازوئیلیِ پرصدا، همهشون رو «تخته» میکردن. انگار میخواستن با خاموش کردنِ چرخِ دندههاشون، به سکوتِ کویرِ غدیر احترام بذارن. اتوبوس هم که کلاً بیخیالِ رفتن به شهر میشد، صدایِ برپاکی وکلوزار قالیبافی ونقش خواندن که همیشه از توی خونهها میومد، اون روز قطع میشد. انگار همه میخواستن با فکرِ اون لحظهیِ تاریخیِ دستِ علی (ع) در دستِ پیامبر (ص)، دلشون رو صاف کنن. آن طرف، سلمانی سیارمحل غلغله بود! کنارِ جوبِ آب و زیرِ سایهی درختِ چنار، استاد سلمانی با آن ماشینِ دستیِ قدیمیش، داشت همه رو مرتب میکرد که واسه عیدِ «امیرالمؤمنین» آراسته باشن. توی خونهها هم بازارِ حنابستن و حفه داغِ داغ بود. وقتی صندوقهایِ مخملِ عروسی رو از روی سقفِ اتوبوس پایین میآوردن، همه میفهمیدن امشب و فردا شب، شادیِ عیدِ غدیر و عروسی در هم آویخته حمامِ عمومی هم که نگو؛ تا هفتِ صبح مردونه، بعدش زنونه! همه میخواستن غبارِ تن رو بشورن تا آماده باشن واسه صبحِ عیدی که یادآورِ بزرگترین عیدِ شیعهست. حتی گوسفندها رو هم به چرا نمیبردند؛ معتقد بودند که اگر کسی در این روزکار بکند دستش عقربک می شه حالا خرافه بود یا نه نمیدانم، ولی همین اعتقادِ بود روزِ عید که میشد، آسمان مهریز انگار یه جوریِ دیگر بود؛ آبیتر و نورانیتر. اصلاً تویِ هر خانهای که میرفتی، انگار یادِ غدیر خم تویِ نگاهِ آدمها موج میزد. اول صبح عید سادات میزبانان غدیر خم بودند و با دادن سکهای به عنوانان تبرکی غدیر از مهمانان پذیرایی میکردند همه با خوشحالیِ عجیبی عید را تبریک میگفتند، انگار قلبِ همهمان به این ریسمانی وصل بود که تویِ غدیرِ خم، دستِ حضرتِ علی (ع) رو به آسمان رسانده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 12:50  توسط ابوالقاسم بیدکی
|
عید مرتضی علی ادامه دارد
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۵ساعت 11:30  توسط ابوالقاسم بیدکی
|
|