bidaki. iranian:
شولی ترش

سلام 
  نزیک عیده و فک و فامیلا از هر جایی مین مخام طر پخت شولی ترش را بر اوناییکه بلد نیسن یاد بدام  با اینکه
همه چیا همه که نمدون.
مدونام که همه تون ایناییکه من مگام بلد هسسد 
تو شهر ما مهریز یتا ذرُّک فرق مُکنَه مشه بگن مزبارابا دیا ، همه،همه چی می دونن!
منم مثِ همه دیه، 
با اینکه یه عالمه کار رامبرام؛ یه عالمه کارن هه که ، رانمبرام.

زشته‌خو یه چیزی یه کسی بپرسه بلد نباشم ، بلاخره چرت و پرتی بلغور مُکنام .

یتا کارکایی که خیلی رانمبرم، آش پختنه. کَسِ غیره ای نباشِد، آش پزی کِردن پوری بلد نیسام بلی اگر نخوردام نون گندم دیدام دس بچه مردم 
حالا بیبینِد چِطَر مِگام که یعنی بلدام! 
بسایل لازم 
آرت یتا پیاله 
چغندرک یتا اندازه، چغندرای سرخ لپویی نباشه شولیتونا سرخ موکنه در دکون مرزا ممود داره سر خیابون ، چه مدونام حالا شده میدون معلم  بالاخره مال هر مله ای هسد طبافی هه 
سبزی، اسبناج، شبیج، تره، گشنیز، جفری، عدس، پیاز، ننا بر پیاز داغ، 
روغن، روغن آرا نه این روغنایی که هه ، مثلاً مگن روغن افتو گردون چطو یه کیلو تخمه افتو گردونا مگن 9000 تامن آوخ یه کلو روغنش را مگن 4000 تامن په ملومه که روغن نی. اینا را نخورد. روغن آرا بر مدارد همون روغن  دمبه یا شله خیلی هن خوبه با مثله بالا که گفتام آماده مکند ، آی سرکه یا تلف هن موخا که یادام رفته بود 

برا پختن شولی ، هرچی که لازم بود  برتون گفتام 
حالا مخام شولی را بپزم ، اول بسم الله براتون بگام وختی دارد شولی مپزد این موبایلکاتون را ماسی بلد کنار نمشه یتا دستون تو شولی پختن باشه یتاش تو موبایل خیلی بد چیزیه حالا سر فرصت از این بابت هم گف مزنانم و منمیسام
اول کار سبزی را خرد موکند چغندرک را هن پوس که کردد اونا ریزه موکند، یه بار دیه هن مگام چغندرای قرمز اگر نباشه بتره، خب بعدش، 
مرد {می روید }یکتا سلط او از پاكنه بر مدارد مید اما نه ، او پاكنه خو مگن آلوده شده مرد {می روید } او حسن باد اونجا میارد او لوله کشی یا او جو بر نداردتن مزش خش نی الا اگر نالاج بودد دیه چارهی نی 
اگر کمیدونوک مس دارد خیلی بتره شولی تو قابلماییکه حالا در اومده خش نی اون طم و مزه را خیا موکنی نداره 
کمیدون بار مذارد اندازه نفراتی که مخد بخورد حتماً اینا را خودتون دیه رامبرد و حساب دسستونه اووش موکند عدس را هن مریزد توش مزارد بپزه بعزیا دیدام چغندرا مکنن تو دیک بخار تا خوب پخته بشه هم متوند اونکار کند همن بریزد تو دیک بپزه هر طور صلا مدوند این دو قلم که پخته شد سبزی را بریزد توش، نمکن به اندازه خودش مریزد نکنه هباستون نباشه شورش کند، مادرا قدیم از ایرا که داشتن شولی مپختن از اورا هن بچه شیر مدادن هباسشون نمک ادووه دیگ او گوشتشونم بود هباسشون به خمیرشون هم بود که ترش نشه، هان باریک الله خوب همش که پخته شد آرت را بر مدارد او آرتوک درس موکند مریزد توش هی که مریزد هی همش بزند که آرت لوک لوک نشه ، راسی ایننا نگفتام یه پارا یه تکه چغندر هن را رنده موکنن توش بر لعابش ، آخر کار نه، همراه با چغندرای ریزه کرده همون اول ، همه اینا که تموم شد حالا نوبت پیاز داغ و ننا داغش رسیده، یتا تالوک مذارد رو بار روغنی هم که اول گفتام مریزد توش داغ که برداش پیازای ریزه کرده را مریزد توش پیاز که سرخ شد ننا را هن مریزد زرچوهه مریزد توش اینجا هباستون نره تو گوشی و چه مدونام تلگرام و ایناییکه من نمدونام چشیه زرچوهه را بسوزوند یخودک که داغ برداش زیرشا خاموش کند بریزد تو کمیدون شولی و هم بزند این شولی دیه آماده خوردنه، کمیدونا بردارد بیارد بلد میون کاسا و کَمچلی را هن بیارد اگر کاسه کباره باشه خیلی خش تره سرکه و تلف هن بیارد اگرم ندارد در دکون مرزا غلومسین یا عطاریا ی دیه پول بدد بچه جلدی بسونه بیا هر کی مخاد با تلف بخوره هر کی موخاد با سرکه، 
همه بشیند دورهم و سلومتی بنا کند به خوردن نوش جونتون 
ببخشد من دیه بیشتر بلد نبودام

مهریز ابوالقاسم بیدکی.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 6:19  توسط  ابوالقاسم بیدکی   |