Bidaki:
عاروس کشونی
اونوختا
همه که ماشین نداشتند و دومات که اصلن.،
یتا ماشین پیکان جون و خش، ترجیحا برای فامیل نزدیک یا لااقل راننده ش، نزدیک فامیل باشه دیگه کافیه. محرم بودن هم که یپاره جاها نقش دکتر را داره.
ماشین را پارک مِکردن جلو در خروجی، که چش نامحرم گلِ عاروس نیفته. عاروس مِپرید تو ماشین و گازش را بگیر، ده برو.
بعضی وختا هم موتوریا را گول مِزدن بَرشون مگفتن جلو شِد سر فُلون خیابون باسِد دارم میم اون اُسکُلا هم گازشا مگرفتن سر خیابون اونوخت عاروسا حَدِ دیه ای مبردن بعضی وختا
موتوری ها هم که به این راحتی نمی خواستن، دیدن دخترها را از دست بدن تکه راه تکه راه، جلو ماشین عاروس را میگرفتن و قاراش میش مرقصیدن برای همون عاروسایی که چند سال دیه باد خودشون کشون کشون ببرندشون، .

پسر خاله یتا موتور گازی داشت و با هم مرفتِم عاروس کشونی. اما یَطری میرفتِم که ما دخترها را ببینم و اونها ما را با این وسیله ی نقلیه ی با کلاس .
عاروس کشونی باد از یک امامزاده ای مِگذشت که برای زندگی شون اومد داشته باشد،
نزدیک خونه دومات، مرختن پایین و دیه اون چهارتایی هم که نفهمیده بودند، چیشی به چیشیه و کی... هیچی
زنها دور عاروس را مگرفتن که پیدا نباشه و پیدا هم نبود، چون مجردا نگاهشون جایی دیه بود و متاهلها هم فقط مواظب زن خودشون بودن و زنها بودن که دید مزدن،
دو تا قدم که عاروس بر مداشت، نمذاشتن جلو بیا تا نفر بعدی پا انداز بده
به غیر از دو سه نفر، همه هم یه چیزی مدادن که هیچ وقت نمدادن.
.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی ۱۴۰۱ساعت 7:7  توسط  ابوالقاسم بیدکی   |